محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

214

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير ( أما و اللّه لقد تقمّصها فلان ، و إنّه ليعلم أنّ محلّي منها محلّ القطب من الرّحا ) اين سخنان به چه معنا است ؟ آيا جدال و خروشى بر سر خلافت است و نوعى رياكارى براى كودنها است ؟ ! هرگز گوينده جملات زير ، اين چنين نمىتواند باشد : « همانا اين دنياى آلوده شما نزد من از برگ جويده شده ملخ پست‌تر است . على عليه السّلام را با نعمت‌هاى فناپذير و لذّتهاى ناپايدار چه كار ! به خدا پناه مىبريم از خفتن عقل ، و زشتى لغزش‌ها ، و از او يارى مىجوييم . » « 1 » همگان مىدانيم كه على عليه السّلام آن چه را انجام مىدهد كه گفته است ، و آن چه را مىگويد كه انجام مىدهد . بنابراين راز شكايت و دادخواهى او در چيست ؟ ! موضوع چندان پيچيده نيست و راز آن ، احساسى است كه من و شما و يا هر انسان ديگرى تجربه مىكنيم ، هنگامى كه غاصب و يا غارتگرى پيراهن از قامتمان بربايد . با ايمان و يقين مىگوييم كه على عليه السّلام بر مصالح مردم از خود آنان ، حريص‌تر است و او تنها براى خدا است كه خشنود شده و يا غصب مىكند . . . اضافه بر اين ، سخنان امام عليه السّلام بنا به تعبير خودش ، آب دهان بيمار مبتلا به درد سينه است كه هدر رفت و سپس آرام گرفت . ( و ينحدر عنّي السّيل و لا يرقى إليّ الطير ) در تاييد اين سخن امام عليه السّلام ، تنها اشاره به حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كفايت مىكند : « من شهر دانش و على عليه السّلام دروازه

--> ( 1 ) . « و إنّ دنياكم عندي لأهون من ورقة في فم جرادة تقضمها . ما لعليّ و لنعيم يفنى و لذّة لا تبقى نعوذ باللّه من سبات العقل و قبح الزلّل و به نستعين » نهج‌البلاغه : خطبه 224 .